بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی" ندای حقیقت" ،پس از انتشار مقاله سینا دشتی دربرخی از سایتهای همسو ومرتبط با سازمان منافقن و حمایت کورکورانه از این گروهک تروریستی ،خانم مریم سنجابی (عضو سابق شورای رهبری فرقه رجوی) یا ارسال مقاله ای برای سایت ندای حقیقت؛  روشنگری هائی را در پاسخ به دستنوشته های سینا دشتی بعمل آوردند که جهت اطلاع خوانندگان محترم و بازدیدکنندگان گرامی منتشر می شود .

    "مدتی پیش در سایت های فرقه رجوی به مطلبی برخوردم که توسط آقای سینا دشتی قلم فرسایی شده و اندر باب فرقه و رهبر آن  مدیحه سرایی نموده بود. الحق که مشخص بود ایشان از راه دور  نیزحتی دستی هم برآتش ندارند چه رسد به اینکه اندک آشنایی با محتوای ایدئولوژی سازمان  مجاهدین و شیوه های فرقه ای آن داشته باشند.آنچه در مطالب ایشان به چشم میخورد جز مشتی مطالب دیکته شده و فاقد ارزش به ایشان بیش نبود.

    در قسمتی از مطالب این مقاله آمده که « رمز در چه نهفته است که " گروهک" " فاقد پایگاه مردمى" " تروریست" در مصاف با صاحبان مطلق صحنه، توانسته است بماند و ببالد و پیش برود و تکثیر شود ؟ در شرایطى که خصمانه بودن آن، نرمترین توصیفى است که میتوان کرد؟ در بطن و در نهاد این جوشش خاموشى ناپذیر انسان رهایی است که تعادل قوا را در تعریف خود از هستى، به أصالت نمیشناسد. انسان آگاهى که در مدارهاى متفاوت، با پرداخت بالاترین بها، بدون داشتن کوچکترین       چشم داشت فردى، در هر لایه از ذهن و جان و روح خود، مسیر فدا در راه مردم و میهن را مسیر راه خدایش میداند واز آن استقبال میکند. انسان آزادى که بودن را در شدن تفسیر میکند و سکون را به رسمیت نمیشناسد. انسان تعلیم یافته، منضبط، آگاه به فراز و نشیب راه و پیچیدگیهاى مسیر، اما رفتن را برگزیده است. با برخوردارى از چه معلم و چه سازمانى میتوان به این درجه از شعور و شور و شرر رسید

    می خواهم برایت از این رمز و از آن معلم بگویم:

    و اما از دیدگاه من و تعدادی زیادی از دوستانم، «رمز» 25 سال با همان «شر وشور» ی که تو گفتی خانه و کاشانه خود را رها کرده و به اینگروه. پیوستیم ؛ با تصور اینکه این همان سازمان رها و مکتب دنباله رو انبیاء و امام حسین  ( ع) است.

    البته پس از مدتی متوجه شدیم که رجوی تنها دنباله رو پیامبران نیست بلکه خودش  راحسین زمان!  و حجت زمان !و  بالاتراز آنان می داند. مریم رجوی اندرباب شوهرش در جلسات می گفت : « تضادهایی که  مسعود حل کرده امام حسین حل نکرده !» گاه می گفت « مسعود فقط پاسخگوی خداست» و بعضی وقت ها نیز والا گهر خودشان میفرمودند: شما الان سلاح امام زمان را دست دارید و غذای او را می خورید و اشاره به خودشان  میکردند.این والا گهر همواره به ما هم می  گفتند که فهم شما  از  مسائل سیاسی و دنیا 5/ 2 درصد بیشتر نیست.

    آقای ابریشم چی  نیزمیگوید: « ...مسعود ... به کی مشروط است؟ فقط به انقلاب. او ایدئولوژیکمان، مسئولی جز خدا ندارد. همه در سازمان مسئول دارند یعنی مشروط هستند به مسئولشان ولی در رأس رهبری، اینطور نیست. مریم هم مسئول ندارد. مسعود هم مسئول مریم نیست. هر دوی اینها مستقیماً خودشان مسئولند، به هیچ کس بعنوان مسئول در بالاتر از خودشان پاسخگو نیستند.» (کتاب سخنرانی ابریشم چی درباره انقلاب ایدئولوژیک منتشره سازمان مجاهدین آبانماه 1364)

    راستی یک وقت فکر نکنی ما فرقه بوده ایم !هرگز فقط معلم ما ! نمی خواست ما با دنیای کفر و امپریالیسم! .... ارتباطی داشته باشیم آخر همانطور که گفتی ما همه سلاله خورشید بودیم! وبرای اینکه برق ما بقیه را نسوزاند حق نداشتیم  ارتباطی با  دنیای خارج داشته باشیم و تلفن و اینترنت و روزنامه و هر گونه خبردنیای جدید برای ما ممنوع بود. (البته ارتباط و میهمانی ها و مراسم عیش و نوش خانم رجوی با صرف هزاران دلار برای جلب حمایت رؤسای  "شریف " سابق و اسبق سیا و صهیونیست  فاقد اشکال بود)

    عشق  ومحبت  به خانواده و زن وفرزند و زندگی  دیگر تنفر انگیز بود آخر همه اینها ممنوع بود و ما باید فقط آقا معلم را دوست می داشتیم و زنش را که یکی یک دانه دنیا بود.  آقا معلم  به ما آموخته بود که بغیر از ما 3400 نفر بقیه نفرات در این دنیا پلید و زشت هستند و ما تنها گوهران بی بدیل و ناموس های ایدئولوژیک هستیم که آسمان دهان باز کرده و ما را ریخته در بیابان اشرف نزدیک های بغداد .. تا هرکس را که سر راه ما بگیرد  با راه حل سوم و گلوله  و بمب بکشیم و کنار بزنیم. یک وقت فکر نکنی ما تروریست القاعده بودیم نه ما اسلام انقلابی! هستیم. و بعد هم از آقای صدام سلاح و تانک برایمان می گرفت و می گفت بجنگ تا بجنگینم!  با زهم  یک وقت فکر نکنی ما وابسته به ابرقدرت و دولتی بودیم ما دلار و غذا و انواع سلاح های سبک و سنگین را فقط از ...  عراق میگرفتیم و در ضمن سهمیه نفت هم داشتیم که  از را قاچاق آن میلیون ها دلار پول بابت زحماتی ! که خودمان کشیده بودیم درمی آوردیم .  در مقابل هم در زمان جنگ گرای مناطق  اقتصا دی و مهم را.... به ارباب مان صدام  می دادیم که تا ازاین راه هر چقدر می توانند  ضربه بیشتری در جنگ بزنند / در ضمن عربستان و اسرائیل هم کمک ها پنهانی می کردند.یک وقت هم فکر نکنی ما برعلیه هم وطن هایمان  کاری می کردیم . نه ما همان سلاله خورشیدیم که کسی تاب توان رو درویی با ما را ندارد!دربخشی دیگر از باصطلاح مقاله قید شده است:

    «رژیم در همه جا، از آسیا و آفریقا و خاورمیانه و آمریکاى لاتین  واشنگتن و تایلند و هند و.. با ترور و تهدید و یا تطمیع  حرکت می کند، مجاهدین می گویند ما فقط میخواهیم برویم خاوران!»

    البته معلم ممکن است اعضایش را به خاوران ویا مثل همیشه با «بن بست شکنی هایش» به زیر خروارها خاک هم بفرستد ولی ایشان آخر جز به کاخ و  ساختمان های چند مدار حفاظتی و با دکوراسیون اروپایی و مبلمان سلطنتی و تهویه مطبوع ودارای استخر تابستانی و زمستانی ... محال است رضایت بدهد.. باور کنید به همین هم که راضی شود شکسته نفسی می کند. 

    بازهم در یک قسمت دیگر مقاله گلایه از این نموده که چرابه  این نمایندگان شریف ! آمریکایی اسرائیلی اجازه دیدار از کمپ داده نمی شود. « یا اصلاٌ چرا به نمایندگان شریف کنگره که اعلام آمادگی کرده اند به خرج خودشان والبته برای چک این استاندارها به لیبرتی بروند. اجازه نمی دهند؟         
    البته که جواب همه این سئوالات مفروض منفى است...»

    براستی شما میدانید این نمایندگان شریف چه کسانی هستند؟ و یا اینکه بیراهه می روید . راستی اقای سینا دشتی سئوال امثال بنده از شما این است که بر چه اساس و موازینی این نمایندگان باصطلاح شریف!!! حکم به بمباران  عراق و جنگ دادند همان هائی  که برای هر سخنرانی و حمایت از یک گروهک سرتاپت تروریست بطور دقیقه ای هزار دلار پول میگیرند. همین نمایندگان کنگره شریف ، آقایان رئیس و معاون سابق و اسبق سیا و ... گروه  های جنگ طلب آمریکا ...  را میگویم .

    در این رابطه نیز پیشنهاد می کنم فقط مقاله «تحقیق مجله کریستین ساینس مونیتور در باره مجاهدین، پول هنگفتی که خرج می کنند و روشهای فریبکارانه اشان» را بخوانید .

    آری این است رمز آن معلم ....ا

    می خواهی بیشتر در وصف آن بشنوی می توانی بروی و عین متن ملاقات رجوی  با سران بلند مرتبه و درجه اول صدام رابخوانی آنجا که دیگر نه نیاز به توضیح من و نه نیاز به وصف تو خواهد داشت و خواهی دید چگونه مسعود برادر «خونی» اش صدام را خطاب کرده و به وی می گوید خون های ما درهم  آمیخته و از عشق و شیفتگی اش به صدام سخن می گوید. وخواهی دید که  چگونه "برادروار" با همدیگر "هدف های مشترک" درایران برای انفجار و بمب گذاری را انتخاب کردند و بالاتر ازآن  به دستورات اربابشان سر می نهند.و برای دیدار بیتابی می کنند.(متن اصل مطالب در اینترنت موجود است)

    آری رمز و راز این فرقه خیلی پنهان نیست  و اگر قرار بود به مصداق حرف های تو پابرجا بماند حال می بایست حداقل پیروانش در کمپ افزون بر صدها هزار می شد. در حالیکه خوشبختانه اعضای اسیر در این سالیان کم کم به خود آمده و دسته دسته این فرقه ننگین را باهر مشقتی بود ترک گفتند و اکنون سه هزار و سیصد نفر بیشتر برای آن باقی نمانده و البته آن هم به اجبار و از سر ناچاری و درماندگی .

    البته به نظر جناب عالی آنان در گرمای بالای  50 درجه در شرایط طاقت فرسایی هستند چطور چشمتان کور شده و مغزتان از کار فتاده و نمی توانید درک کنید درحالیکه  کمپ اشرف حدود 26 سال است در این شرایط در عراق و جود دارد و چطور شده حال بعد  از 25 سال هوا گرم و طاقت فرسا و 60 درجه شده  لابد در سال های قبل هوای تابستان عراق 15 درجه و بهاری بود و ما خبر نداشتیم.

    چطور شده در این  25سال  گذشته شما خفقان گرفته بودید و هر چقدر هزاران جدا شده از این فرقه  از وضعیت رقت بار آنجا  صحبت می کردند، کلمه ای متوجه نمی شدید . چطور شده خود در قلب فرنگ نشسته و  یک روزتان بدون امکانات  ارتباطی و  رفاهی نمی گذرد. ولی 25سال به بند کشیدن اعضا در یک کمپ بدون امکان ارتباطی و بدون اجازه تماس با دنیای خارج و اعمال تمام محدودیت هاو محروم کردن آنان از اولیه ترین حقوق انسانی ، مظهری از مبارزه می شود.

    راستی همانطور که گفتید که بازرسان سازمان ملل و .... آیا حاضرند یک بعداز ظهر به لیبرتی بروند. شما چی؟ حا ضرید برای نه 25 سال فقط یکسال به کمپ اشرف بروی . بچه ها یت را به ناکجا آباد بفرستی و همسرت را با زور طلاق بدهی وبه اوبگویی عفریته!  و اجازه دیدار با خانواده و دوستان و آشنایانت را نداشته باشی و با پدر ومادرت قطع ارتباط کنی و معلم بهت آموزش بدهد ارتباط با خانواده گناه است و هر سگ و گربه ای را هم یکی زاییده و مادرت هم اگر برای دیدارت التماس و پافشاری کرد او را  هند جگر خوار خطاب کنی و پدرت را مزدور بنامی ! آیا حاضری از همه سوابقت و مدارک تحصیلی و فضائل و خصایص انسانی ات بگذری و از 5صبح تا 12 شب  مثل یک ما شین کار کنی و هر وقت هم اعتراضی کنی توی سرت بزنند که کم کار می کنی و طلبکاری و قدر رهبری را نمی دانی که تو را در همین بیابان های عراق برای مبارزه ! آورده و بعضی وقت ها هم بازداشت شده و به زندان بروی و اگرکمتر از تعریف و تمجید آن معلم ! از دهانت بیرون بیاید  وای به روزت  و تازه باید بفهمی که تو هیچ چیز! نیستی و  همه چیز! رهبری هست. و علاوه بر تحقیر و ناسزای دوستانت خودت هم هر روز چند صفحه از نادانی و نفهمی خودت بنویسی و در جلسات روزانه اقرارکنی که گناهکاری و هر هفته نیز تمامی اندیشه ها و لحظات جنسی نیز به ذهنت زده بود را نیز در جمع اقرار کنی  آنقدر که از خود متنفر شوی و تازه بفهمی آن معلم  بی همتا! فقط رجوی است و بقول مریم رجوی که در تعریف وتمجید ودریوزگی گوی سبقت را از همه ربوده بفهمی که همه اگر کشته شوند باکی نیست فقط رجوی زنده بماند کافی است...

    افسوس بر این همه تزویر و ریا "

    مریم سنجابی 2 مهرماه 1391

     

    افزودن نظر جدید